..:::عملیـــــــــــات 125:::..

رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل

سلاااااااام! خوبین؟ چه خبر؟ من دوباره برگشتم...یوووووهوووووو! حالا پادشاه، من باشم خوبه یا بهروز افخمی؟;-) واقعا خوشحالم برای بازگشت امیر شیرمحمدی و هادی دیباجی. اینم یک لینکه برای دانلود سری سوم: http://www.mobindownload.com/ Mission 125 و تبریک میگم به بچه هایی که وبلاگای جدید ترتیب دادن در مدتی که ما نبودیم. موفق باشین.
یادداشتی در جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 22:29 از هورسا موسوی| |

پرده اول:

"سرقت ادبی" برای مرتبه ی ثانی صبح در جشنواره تابستانی شبکه چهار پخش شد......

من بیدار بودم! من همیشه دوازده ظهر به بعد بیدار می شوم.

من شبکه چهار را دیدم! من کمتر سراغ این شبکه می روم.

 

پرده دوم:

بلاگفا در حال خانه تکانی بود و اخیرا  کسی را به خانه خویش بار نمیداد. دوستان منتظر من بودند. چندی که گذشت و من به خانه شدم نظرات یاران بر من هویدا نمی شد. دلم سخت گرفته بود.

خدا مرحمت کند چند روز بعد اوضاع روبراه شد...

 

پرده سوم:

دیشب به مجلس عروسی یکی از دوستان نزدیک چو جان شدیم. در خاتمه نمی دانیم کدام نا اهلی ترقه ای در کرد زیر وسیله نقلیه یکی از میهمانان که خودرو در دم منفجر گشت و موجش به ما هم رسید. خدا لعنت کندشان...بنده ی خدا همسر صاحب مال باردار بود!

مردان آتش همی برسیدند و دود از کوچه برهاندند ولی دریغ که مردان امنیتی تاخیر داشتند و مدعی بگریخت.

 

پرده چهارم:

رفیق شفیقی رسانید که مجتبی رجب الملک مشغول به هنرنمایی در تله فیلم "فولاد سرد" است در قالب پلیس جوان! (در کنار افشین سنگ چاپ بعنوان برادر) و کار را نیز شاهرخ دولکو می گرداند.

نقل قول مستقیم از همین دوست: "تو جام جم3 که آورده بودش گفت چندتا کار اپیزودیک دارم با تله فیلم خوب دیگه"

 

پرده پنجم: (پنجم ماه پنج - سنه یکهزار و سیصد و هشتاد و نه)

فردا عید نیمه شعبان است. شیرینی و شادباش همه جا پر است و شهر را آذین همی بسته اند. در این قحطی کمی ملاحظه هم خوب است. خدا عاقبت ما را به خیر کند...

امشب را اهل سرا به احیا می گذرانند. فردا را گویند روزه اش بسی ثواب دارد. انشاالله دعا فراموش نشود.

بر شما میمون. جمکران اگر رفتید جای ما را خالی کنید جزاکم الله خیرا

والسلام.

یادداشتی در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 18:30 از هورسا موسوی| |

ما مدعیان دلی خزانی  داریم

با حضرت دجال تبانی داریم

ما لاف زن ندبه و اشک و آهیم

این جمعه نیا!جام جهانی داریم!

 

راستی راجع به تبریکی که نازنین در سالروز انتخابات بی سابقه ۸۸ گذاشته بود تو وبش،یادم افتاد بگم منو 22 خرداد همین امسال درست سر میدون انقلاب گرفتنم!

آخه به اصرار x (یکی از دوستان که باهم بودیم)داشتم الکی فیلم می گرفتم از جماعت موتورسوار که ناغافل یکی از پشت سرم در اومد (نه اهنی نه اوهونی!) : پاکش کن!

بعدشم یهو 4تا شدن!با ماسکای سفید!

بعدشم می خواستن بندازنم تو ماشین و ببرنم

فکرشو بکنین منی که یه خط امامی متعصبمو می خواستن ببرنم!

خواستن گوشیمو بگردن که گفتم خصوصیه ولی کو گوش شنوا!

اما با دیدن فیلمائی که از مرقد امام در سالروز رحلتش گرفته بودم (همون روزی که به سیدحسن اجازه سخنرانی ندادن!)حرفامو باور کردن و ولم کردن

همش تقصیر خودم بود.نباید به اصرار یکی دیگه کاری کنی که برخلاف میلته.

یادداشتی در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 14:15 از فرهاد رضوی| |

با سلام به دوستان جان!

دقیقا در اولین روز بعد از کنکور (که مصادف هس با روز تولد مجتبای رجبی) با آپ های خوب دوباره شروع می کنم

قرررررررررررررربون همه ی گلتون

یادداشتی در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 11:10 از هورسا موسوی| |

سلام

اول اینکه درگذشت ناگهانی پدر فرهاد عزیز (فرهاد رضوی) و همچنین برادر کوچک آتش نشان خوب و دوست گرامیمون مرتضی موحدی رو به همه دوستان تسلیت می گم.

دوم اینکه خبری که در پست قبلی کار شد دروغ ۱۳ بود و "فرس نیوز" ترکیبی بود از کلمات fake و report و service تقریبا به معنی سرویس خبر و گزارشات جعلی! کار خودمون بود! این خبر کلی گاف داشت که بعضی ها فهمیدن و بعضی هام......

هرچی شنیدینو که نباید باور کنین. حتی اگه اون آدم هورسای گل باشه!

 اینو یادمون نره فرهنگ آتش نشانی فرهنگ ایثاره و هیچ موقع همچین اتفاقاتی رو برنمیداره.

ولی تصور شهر بدون آتش نشان واقعا برام ترسناک بود.

و سوما اینکه من دیگه رفتم تا..................کنکور!

البته اگه خبر خاصی بود حتما میام می آپم.ممنون از دوستانی که کامنت گذاشتن با اون دقت فراوون و هوش سرشار!بهتون تبریک میگم!

یادداشتی در پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 17:19 از هورسا موسوی| |

خبر فوری!

صبح دیروز در پی اعتراضات و شکایات بیش از صد تن از مامورین آتش نشانی تهران بزرگ مبنی بر عدم ساخت سری سوم مجموعه "عملیات 125" محمدرضا آهنج کارگردان و داود هاشمی تهیه کننده این سریال دستگیر شدند .

بنا بر درخواست این عده آتش نشانان (که مدعی بودند در سری دوم این سریال که به سفارش سازمان آتش نشانی ساخته شده بود نسبت به این قشر توهین بزرگی صورت گرفته است ، ) ساخت سری سوم به حالت تعلیق در آمد .

در پی این حرکت آتش نشانان سه ایستگاه در مناطق 19 ، 7 و 10 شهر تهران ، در مقابل ساختمان مرکزی سازمان آتش نشانی تحصن کردند که با دخالت مستقیم رئیس کل سازمان ، درگیری شدیدی بین این نیروها صورت گرفت و متاسفانه یکی از مامورین به شدت آسیب دید و در حال حاضر در اغما بسر می برد .

این حادثه ناگوار که خشم دیگر آتش نشانان را بهمراه داشت منجر به اعتصاب آنان و تعطیلی بخش بزرگی از ایستگاه های آتش نشانی شهر تهران شد .

این تعطیلی ها همچنان ادامه دارد .

منبع: فرس نیوز


ما واقعا متاسفیم از خبری که شنیدیم و نمی تونیم باور کنیم. اونم اول سال "کار مضاعف" !!!

تمام سعیمون رو هم کردیم تا با آقای خیاطی و مسیحی و خانم نقره ئیان ارتباط برقرار کنیم تا صحت و سقم این خبرو ازشون رسیم. ولی واقعا عجیب بود که هیچ کدوم دردسترس نبودن!

و البته هرچی فکر کردیم نفهمیدیم چرا اینا اینقدر دیر دوزاریشون افتاده!


یادداشتی در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 13:56 از هورسا موسوی| |

و از میان صحبت های:

علیرضا بذرافشان!

.متولد پنجم آبان 1359 هستم.

.در سال 1378 در رشته تئاتر وارد دانشگاه شدم.

.با توجه به اینکه من در سری اول "عملیات 125" به کارگردانی آقای افخمی حضور داشتم، بعد از مذاکرات تصمیم گرفتم در سری دوم هم بازی کنم و بازی در این سریال تجربه خوبی برام بود.

.آقای آهنج خیلی خوش ذوق و پر انرژیه که تونست در ژانر اکشن سریال موفقی بسازه. در مجموع این سریال کار نو و متفاوتی از آب در اومد.

.با وجود کثرت صحنه های اکشن با مشکلی مواجه نشدیم چون اجرای صحنه های اکشن به عهده بدلکارا بود. البته ما هم در کنار تیم بدلکارا سعی می کردیم در دل عملیات باشیم که یه سری سختیا و حوادثی هم داشت. ولی برای من خیلی جذاب بود.

.شخصیت "علیرضا" در سری اول توسط آقای افخمی شکل گرفته بود. شخصیتایی که افخمی خلق می کنه، کاملا ملموس و واقعی هستن و دلیل اصلی جذاب بودن این نقش، واقعی و مردمی بودن علیرضاس. شخصیتی که در جامعه خیلی بهش برمی خوریم. علیرضا تحت تاثیر فضای خونوادس و دارای یه سری اعتقادات و نگاه خاصیه که توسط کارگردان شکل گرفته.

گذشته از سختیای شغل آتش نشانی، وجه انسان دوستانش، وجه بارز این شغله. یه آتش نشان باید حس انسان دوستانه قوی داشته باشه. باید در یه جریان بحرانی و در کمترین زمان عده ای را نجات بده. فعالیت در این شغل نیاز به شجاعت و جسارت زیادی داره و حرفه آسونی نیس.

.هیجان این شغل خیلی برام جذابه ولی یه آتش نشان باید جثه قوی تر و ورزیده تر و البته سرعت عمل زیادی داشته باشه.

.از همبازی بودن با تک تک بازیگرای "عملیات 125" لذت بردم.

.بازی نقش مقابل مطمئنا در بازی من تاثیر داره. من همیشه سعی می کنم در کنار هر بازیگری که قرار می گیرم، به اندوخته های خودم بیفزایم و نکات مثبت و سازنده ای کسب کنم.

.با توجه به فضای کار و تعامل با کارگردان از بداهه گویی استفاده کردم تا فضا رو به سمت زندگی واقعی سوق بدم.

.ملاک خاصی برای قبول یه نقش ندارم. همیشه سعی می کنم کل یک مجموعه رو در نظر بگیرم و دوس دارم کاری که انتخاب می کنم یه مجموعه ایده آل باشه.

.من حاضرم هستم حتی با کارگردان جوانی که کار اولشو می سازه همکاری کنم. چون بعضی از این کارگردانا جسارت و ایده های خوبی دارن که باعث میشه فیلمی که می سازن با موفقیت همراه باشه. برخی مواقع از همکاری با کارگردانی که کار اولشو می سازه حتی بیشترم لذت می برم.

.کارگردانای خوب و باتجربه زیادی داریم که دوس دارم باهاشون کار کنم و همگی قابل احترامن. از طرفی کارگردانای شاخص و جوونتری داریم که نگاه نو و متفاوتی به سینما دارن که همکاری با این کارگردانای جوون به دلیل نزدیکی نوع نگاهشون به دیدگاه من برام جذاب تره.

.نقشی که همیشه دوس دارم بازی کنم: نقش یکی از سردارها و پادشاهان ایرانی.

.تا الان به تموم چیزایی که فکر می کردم (مثل بازیگری) رسیدم و نمیدونم اگه بازیگر نمیشدم سر از کجا در می اوردم!

.صمیمی ترین دوست: محمدرضا یوسفی.

.اگه زمان به عقب بر می گشت، شاید دوس داشتم سعدی رو ببینم!

.بهترین اتفاق زندگیم: بدنیا اومدن برادر کوچیکم.

.ما پنج تا خواهر برادریم، منم بچه سومم.

.تموم خونواده مون اهل فرهنگ و هنرن!

.دریا رو به جنگل ترجیح میدم....چون عاشق هیجان و ریسک کردنم.

.کاوه خداشناس:سالک!

.اگر آسمان بوم نقاشی بود، فقط ابر می کشیدم.

.من همیشه سعی کردم بر اساس علائقم مسیرمو انتخاب کنم. در زمینه تحصیلات هم رشته تئاترو چون دوس داشتم در دانشگاه معماری انتخاب کردم.

.از نظر من یه بازیگر باید تحصیلات آکادمیک داشته باشه چون باعث ارتقای سطح کار بازیگری میشه و در هر صورت به بازیگر کمک می کنه تا نقششو بهتر ایفا کنه.

.در حرفه ی ما اگه هم زیر آب زنی وجود داشته باشه، خدارو شکر می کنم که خیلی درگیر این قضایا نیستم.

.در رابطه با کارای آماده پخشم علاوه بر سریال "هوش سیاه" از مسعود آب پرور، دو تله فیلم دارم و نمایش "گالیله" برای بیست و هشتمین جشنواره تئاتر فجر. الانم در حال بازی در تله فیلم "گره کور" از جواد مزدآبادی ام.

.و.......خوشبختی به قول چارلی چاپلین، فاصله ی این بدبختیه تا اون بدبختی!

 

 منبع گفتگو: ۷روز زندگی-اول اسفند ۱۳۸۸-شماره ۹۵

عکس ها از "همشهری جوان"  "۷ روز زندگی"   "سروش"

یادداشتی در جمعه ششم فروردین 1389ساعت 18:14 از هورسا موسوی| |


 و در انتهای کوچه ی بن بست هم ، راه آسمان باز است:

فیلم خوبی بود. راستش فعلا حوصله زدن حرفای کارشناسانه (!) رو ندارم

یادداشتی در چهارشنبه چهارم فروردین 1389ساعت 13:54 از هورسا موسوی| |

 

من خواب دیده ام که کسی می آید

من خواب یک ستاره قرمز دیده ام

و پلک چشمم هی می پرد

و کفش هایم هی جفت می شود

و کور شوم اگر دروغ بگویم

من خواب این ستاره قرمز را وقتی که خواب نبوده ام دیده ام

چقدر آفتاب زمستان تنبل است

من پله های پشت بام را جارو کرده ام

و شیشه های پنجره را شسته ام.

                                                                            "فروغ فرخزاد"

 


با سلام و عرض "نوروز مبارک" به تموم گلای عملیاتی

خبر خوب اینکه: سری سوم هم در ۲۶ قسمت ۴۵ دقیقه ای ساخته خواهد شد و در نیمه دوم سال ۱۳۸۹ به روی آنتن شبکه تهران خواهد رفت.

نوروز مبارک

یادداشتی در سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 16:16 از هورسا موسوی| |

سلام. به عرض برسونم به دلیل مسخره بازی بعضیا که با اسم بازیگران سریال کامنت میذارن (با اسم مجتبی رجبی) یا بیانیه صادر می کنن (با اسم کاوه خداشناس) و هوادارا رو حسابی گیج و عصبانی کردن مجبور شدیم طی یه عملیات ضربتی و انتحاری (!!!) کامنتدونی تمامی پست ها رو مسدود کنیم و شما همواره می تونین فقط در آخرین پست از این وبلاگ کامنت محــــترمتـــــــون رو قرار بدین که بعد از تایید مدیریت وبلاگ به نمایش در خواهد اومد.

امیدوارم از این همه تمهیدات امنیتی که ناچارا برای حفظ شان هنرمندان بکار بردیم دلخور نشین و ما رو حلال کنین.

در مورد تسریع در انجام آپ (چرا من امشب این ریختی می حرفم؟!!!) باید ازتون تمنا کنم منم کمی درک کنین دیگه. بخدا کنکور کوفتی دارم و باید رکورد رتبه دو سال پیشمو بشکونم امسال و الا....

بعدشم باید خبری باشه تا من آپ کنم یا نه؟ آپ های آتی ایشالا خبری و تخصصی تر خواهد بود ولی امکان تاخیر در پاسخگویی به سوالها هم هست. بازم به گندگی خودتون ببخشین.

عکس "هادی دیباجی" و "کاوه سماک باشی" هم عمرا برداریم! مگه جای شما رو تنگیدن؟!.....ولی از شوخی گذشته اولندش که اختصاصی ترین عکس هایی هستن که می تونیم داشته باشیم و هم اینکه به احترام و زنده نگهداشتن یاد این دو عزیز سفر کرده (آرش و فرزادو میگم بابا!) این عکسا حالا حالاها در قالب وبلاگ باقی خواند موند.

ضمنا تاریخ تولد کاوه خداشناس عزیز 5 آبان سال 1359 هستش که پیش تر هواداراشون از ما پرسیده بودن.

و بزودی:  گفتگو با کاوه خداشناس

آخ! راستی! پیشاپیش سال یکهزار و سیصد و هشتاد و نه (به حروف سال و تبریک می گی چه حالی میده ها!) به همه بروبچز عملیات 125 تبریک می گیم مبارک همه باشه.

 تا یادم نرفته بگم چهارشنبه سوری سالگرد تولد "وبلاگ عملیات 125" هستش. خوشحالم. خوشحالین؟ بقول ایکی یوسان: پس تا برنامه بعد!
یادداشتی در پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 1:7 از هورسا موسوی| |


Design By : Night Skin